فحاشی کردن به تاریخ مبارزاتی یک جنبش از سوی لیدر حکمتیست
سیروان پرتونوری
طی روزهای اخیر جناب کورش مدرسی لیدر حکمتیست در یک سمینار اظطراری که تحت عنوان کومه له از توهم تا واقعیت قرار گرفته بود و به بهانه اعلام فراکسیون جمعی از رفقای ما برگزار شده بود به شیوه کاملا غیر سیاسی و غیر واقعی به ارزیابی از تاریخ مبارزاتی کومه له و حزب کمونیست ایران پرداخته و کلی اتهام های بی پایه و اساس را به شیوه هیستریک بر علیه ما به سخن آورده که در این مقاله کوتاه به نقد این بیانات پادر هوای مدرسی خواهم پرداخت .
به لازم میدانم قبل از اینکه بحث مورد نظرم را آغاز کنم به یک مسئله مهمی که اخیرا حکمتیست ها و بخصوص لیدر پادر هوایش به آن ابزار تکیه برده اند بپردازم . همانطور که همگی انسانهای سوسیالیست و فعالین آزادی خواه در داخل ایران میدانند بعد از عقب نشینی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بخصوص رفقای دانشگاه تهران در مقطع 13 آذر قرار گرفتند و دلیل این عقب نشینی از طرف خود دانشجویان و فعالین سیاسی در داخل بر ملا شد و عاملین اصلی این عقب نشینی که حکمتیست ها بودند بر همگی روشن شد. و یک بار دیگر یکی از جنبش های اجتماعی چپ قربانی سیاستهای آوانتوریستی و سکتاریستی این جناح قرار گرفت،بعداز آشکار شدن افتضاحات سیاسی در درون این جنبش از سوی این جناح در فضای اینترنتی جو و فضایی غیر سیاسی را به راه انداختند که همه کسانی را که در این افشا شدن دست داشتند را مورد فحاشی ها و بد دهنی های خود و حتی تهمت دادن به کار پلیسی و کمک به اطلاعات جمهوری اسلامی مورد هجوم قرار دادند که یکی از این جریانها که به شدت مورد این فحاشی قرار گرفتند ما بودیم ولی نه فقط ما بلکه این افتضاح سیاسی توسط این جناح بر همگی روشن بود و خوشبختانه فحاشی های حکمتیست نتوانست پرده پوشی گن کاریهای خود را در درون جنبش چپ دانشجویی پنهان دارد و دیدیم در یک مقطع زمانی خیلی کوتاه این گن کاری ها بر ملا و بر همگی آشکار شد ،در این میان لیدر پا در هوای حکمتیست جناب مدرسی وقتی دید که سیاستهای اپورتونیستی اش بر ملا شده است و هر حال امکان دارد در درون خود از سوی بعضی از کادرها و رهبری مورد باز خواست قرار گیرد به ابزار فحاشی و فرهنگ غلط بورژوایی پناه برد تا این افتضاحات خود را از چشم اعضای خود دور نگه دارد ولی دیدیم با همه تلاشها یی که ایشان کرد آخرش رسوایی برای خود ایشان ماند و بس .حال ترویج ادبیات غیر کمونیستی و فحاشی حکمتیست برای چه چیزی است به نظر من هر حزب و جریانی اگر از لحاظ سیاسی نتواند با مخالفین خود وارد بحث و دیالوگ سیاسی شود و هیچی در چنته نداشته باشد که از سیاستهای خود دفاع کند به ابزار فحاشی و توهین که ارمغان نظم ارتجاعی سرمایه است و از فرهنگ های انقلابی و پیشرو کمونیستها به دور میباشد پناه میبرد تا مخالفین خود را از این طریق سرکوب و افتضاحات خود را پنهان دارد ولی خوشبختانه بر خلاف ارزیابی جناب لیدر، جنبش های اجتماعی و انسانهای سوسیالیست از آن تحلیلی که این آقا در نظر داشت آگاه تر و سیاسی تر هستند و عملکرد هر جریان و حزبی را درک خواهند کرد و منافع خود را در حزب مشخص خود خواهند دید و درک میکنند که چه حزبی منافعی جز از منافع آنها ندارد و به جز خدمت در راه این منافع هیچ چیز دیگری در سر ندارد ولی برخوردهای اپورتونیستی شما و استفاده نمودن از جنبش های اجتماعی به عنوان یک ابزار در جهت منافع حزبی خودتان و برای مطرح کردن خود خیلی زود بر ملا و رسوا شد و به خاطر این گن کاریها و افشا نمودن این افتضاحات بود که به ابزار فحاشی پناه بردید و خواستید این شکست و رسوایی را از چشم دیگران پناه دارید .
سرگرم کردن اعضای خود با این نوع بحث ها یکی از سیاستهای قدیمی شما است که سر و صدای مخالفین خود را با برگزرای چنین جلساتی منحرف کنید و برای مقطعی هم که شده در اظهار عموم منسجم بودن صف تشکیلاتی تان را به نمایش بگزارید ولی اگر واقع بین باشی که میدانم نیستی میبینی در درون صف تشکیلاتی خودتان سر و صدای اعتراض و انتقاد از شخص شما بلند شده است که برای دراز مدت باید سیاستی دیگر اتخاذ کنی.
بحث مورد نظر خود که نقد بیانات غیر واقعی جناب مدرسی است به سخنانی بر میگردد که عالی جناب در چند روز اخیر هم در تلویزیون و هم در سمیناری در لندن به ارزیابی از تاریخ مبارزاتی حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب یعنی کومه له که تاریخ مبارزاتی یک جنبش اجتماعی است بر میگردد و وارونه جلوه دادن و دروغ پردازی در حق مبارزه یک جنبش را در این جا بیان خواهم کرد .
در رابطه با اظهارات کورش خان در مورد مسئله اعلام فراکسیون جمعی از رفقای درون تشکیلاتی ما باید بگویم که در درون هر تشکیلاتی یا حزبی که خود معتقد به آزادی بیان و اندیشه و عقیده باشد خیلی عادی میباشد اگر کسانی با طرز تفکری دیگر بخواهند راه خود را جدا و یا دیدگاه خود را بیان دارند و برای دیدگاه و نظریات خود به شیوه منطقی و اصولی فعالیت کنند ،اتهام زدن شما به این رفقا که به نظر من برای دیدگاه خود از شما خیلی واقع بین تر و سیاسی تر هستند در حالی است که هنوز از طرف تشکیلات به این رفقا جواب رسمی داده نشده بود که از سوی عالی جانب مورد هجوم قرار گرفتند و این برخورد یک شیوه غیر کمونیستی و بیشتر با فرهنگ بورژواها همخوانی دارد تا با کمونیسم نوع منصور حکمت چون فکر میکنم منصور حکمت که آن را خوراک تبلیغاتی سیاستهای مریخی خود قرار داده اید خیلی از شما و همسنگرانت واقع بین تر و سیاسی تر بود و هر چند نباشد لااقل پرنسیب اخلاقی کمونیستی خود را حفظ میکرد و به دیگر هم رزمان خود که زمانی در یک سنگر برای سوسیالیزم مبارزه کرده اند توهین نمیکرد و آنها را مورد فحاشی قرار نمیداد، ولی خیلی جالبه، جناب مدرسی خود که به این رفقا کلی اتهام زده اید و آنها را ناسیونالیسم میدانید پس چرا در هتل آشتی واقع در شهر سلیمانیه با یکی دو نفر از اعضای این فراکسیون نشست داشتید این اپورتونیسم سیاسی نیست پس چه است این اشک تمساح ریختن در سخنان خود در مورد کومه له نیست پس چه است اگر واقعا قصد ندارید دوباره کومه له و حزب را مورد تهاجم و انشقاق قرار دهید و برای ضربه وارد کردن به این تشکیلات در فکر اتخاذ تاکتیک نیستی و بخواهید صفوف این تشکیلات را دوباره دچار تفرقه بیندازی و به آن ضربه وارد کنید این سیاست شما بر همگان خیلی آشکار است چون اول بار تان نیست جناب مدرسی که میخواهید این تشکیلات را مورد هجوم قرار دهید و به آن ضربه وارد کنید چرا از نفوذ روز به روز این حزب در درون جنبش های اجتماعی نفرت دارید فکر میکنید بی نفوذی شما و منزوی بودنتان در درون جامعه مقصر ما هستیم نه عزیز یک بار دیگر به سیاستهای پا در هوای خودت بنگر بعد میبینی کار در کجا لنگ دارد طبقه کارگر که اکثریت جامعه را تشکیل میدهد حزب واقعی خود را میشناسد و لازم نیست با این نوع سیاستها و نقشه ها آنها را دچار انشقاق کنی فقط در این میان رسوایی زیادتر و دوری کردن از سیاستهایتان نسیب تان خواهد شد وقتی بیان میکنید که کارگری اگر نتواند بحث تئوریک کند اگر کارگری نتواند تئوریسین باشد و مقاله بنویسد نمیتواند رهبری را در دست بگیرد چه انتظاری داری که طبقه کارگر دور سیاستهای پا در هوایت جمع شود وقتی طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی میدانند که از آنها به عنوان یک ابزار نگاه میکنید و در جهت منافع شخصی خود و حزبت از آنها استفاده میکنید چطور انتظار داری دور حزب مالیخولیاییت جمع شوند و گوش به چرندیاتت بگیرند یک بار دیگر به خود بیا و از خود حیا کن که نام کمونیسم و کمونیست را بر خود مینهید تو هم مثل استالین داری آگاهانه تحت این نام به آن ضربه وارد میکنید تا اینکه به آن خدمت کنید و در راه رسیدن به تحقق آن تلاش کنید .در قسمتی دیگر کورش خان خود را با بعضی از دید گاه این رفقا هم نظر میداند و اعلام میکند که حزب کمونیستی که این جمع به آن اشاره میکنند در نظر من هم وجود ندارد و ما خیلی وقت پیش و خود شخص حکمت گفته بود که باید فقط در چهارچوب کومه له کمونیست فعالیت میکردید تا حالا بهانه ای برای این جمع قرار نمیگرفت ؟حال سوال اینجاست اگر حزب کمونیستی وجود ندارد اگر شما اکثریت این حزب را با خود بردید اگر با رفتن شما تاریخ مبارزاتی حزب کمونیست ایران هم تمام شد پس چرا اینقدر به مغز علیل خود فشار میاوری و ساعت ها دهن خودت را درد میاورید و در مورد این حزب سخن پرانی و موعظه خوانی میکنید مگر امکان دارد چیزی که وجود نداشته باشد انسان بخواهد در موردش سخن بگوید این تز را از کجا پیدا کرده اید اگر نیست پس چرا در مورد آن حرف میزنید افشا گری میکنید در همین جا و در همین سخنانت در مورد حزب کمونیست ایران دارید خودت را رسوا میکنید و ماهیت خودت را زیادتر برای عموم افشا میکنید این ارزیابی در حد و توان شما نیست و خواهش دارم در این آخر پیری کم به خودت فشار بیار این ارزیابی را به جنبش های اجتماعی و فعالین چپ و سوسیالیست واگذار میکنیم تا آنها قضاوت کنند که این حزب وجود دارد یا نه ولی این را بدانید و خودت هم میدانید که حزب کمونیست ایران وجود دارد و از حزب پادر هوای تو هم نفوذ اجتماعی زیادتری دارد خودت هم میدانید چند ها تشکل مستقل کارگری چند ها شورای مستقل زنان و جوانان چند ها جنبش چپ دانشجویی زیر سیاستهای این حزب دارند فعالیت میکنند و این حزب را به حزب واقعی خود میدانند و از رهنمون های آن استفاده میکنند و برای گام برداشتن به سوی سوسیالیزم دارند با این حزب همکاری و مبارزه میکنند این نفوذهای اجتماعی حزب کمونیست ایران است که چشم تو و دشمنان کمونیسم را کور کرده است و میخواهید از هر دری شده برای ضربه زدن و نابود کردن این حزب وارد شوید ولی خوشبختانه حزب کمونیست ایران با همبستگی طبقاتی خود و صداقت در قبال طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی حزبی نیست با این بادها بلرزد و فقط با این کارها یی که بر علیه حزب کمونیست ایران دارید انجام میدهید آگاهانه آب به آسیاب رژیم اسلامی و ضد کمونیستها میریزید و زیادتر در درون جنبش های اجتماعی خود را منزوی خواهید کرد .
جناب مدرسی در گوشه ای دیگر از موعظه های خود اعلام میکند که با پیوستن ما و آمدن ما به درون کومه له بود که مارکسیسم و کمونیسم در درونش نفوذ پیدا کرد،قبل از آمدن ما کمونیسم برای اینها بیگانه بود و یک تشکیلات پوپولیستی و ناسیونالیستی بودند؟ایشان در این رابطه به دروغی خیلی بزرگ در مقابل جنبش انقلابی کردستان دچار شده است که باید فقط منصور حکمت زنده بود تا این دروغ پردازی را توجیه میکرد چون کومه له در سال 48 که توسط تعدادی از روشنفکران و سوسیالیستهای درون دانشگاههای ایران بود که تشکیل شد این تشکیلات در بدوا پیدایش خود هیچ وقت یک استراتژی و راهگشای محلی را مد نظر نداشته و ندارد و خود را با یک مبارزه سوسیالیستی سراسری تعریف میکردند حال چرا به این شیوه واقع نگردید و فعالیت های خود را بیشتر در کردستان انجام میداد خود بحث مفصلی است که خودتان هم از آن با خبر هستید ولی دارید آگاهانه این واقعیات را انکار میکنید و به شیوه وارونه وار بیان میکنید و تحریفش میکنید انگار مغز علیلت سخنان رفیق فواد مصطفی سلطانی یکی از بنیان گذاران کومه له در سال 53 از تشکیل حزب کمونیست ایران که سخن میگفت و اعلام میکرد باید برای تشکیل چنین حزبی تلاش کرد را به یاد برده است آن موقع شما در کجا بودید جناب کورش خان حتما آن موقع شما این بیانات را ایمیل کرده بودید ، تشکیلات های مهم کومه له در تهران و محافل کارگری یادتان رفته نفوذ در بین جنبش های کارگری و دیگر جنبش ها یادتان رفته آن زمان که شما نیامده بودید پس چرا از خود شرم نمیکنید چرا در این آخر عمری کمی صداقت به خرج نمیدهید یادت رفته اول باری که منصور حکمت به کوردستان آمد و در یکی از مقرهای کومه له در بوکان وقتی برنامه کومه له را دید و مطالعه کرد و گفت که تفاوتی آنچنانی نداریم با هم اگر این تشکیلات قبل از شما ناسیونالیست بود پس چرا به آن ملحق شدید چرا سیاستهای خود را با سیاستهایش تداعی میکردید مقداری شرم هم برای آدم خیلی چیز خوبی است اتهام زدن شما در موعظه های خود توهین به تمام انسانهایی است که صادقانه در درون این تشکیلات جان خود را از دست دادند توهین به انسان هایی است که در درون زندانهای مخوف رژیم اسلامی زیر سخترین شکنجه ها جان با ختند اعدام شدند توهین به جنبشی است که حی و حاضر در جریان است و هیچ وقت این جنبش این اتهامات را فراموش نخواهد کرد و فقط و فقط با این مزخرافات خود را زیادتر منزوی خواهید کرد و بس. انتشار اسناد ی که به آن هم اشاره کردی من خود به شخص منتظرش هستم که برای جنبش هم انتشار دهید و این را اثبات کنید که با آمدن شما و سازمانتان این تشکیلات کمونیستی شد و مارکسیسم در درونش نفوذ پیدا کرده است .
در بخش دیگری از موعظه ها مدرسی به این اشاره میکند که این تشکیلات در درون خود فقط گرایش ناسیونالیستی تولید میکند و هیچ گرایشی دیگر از خود بروز نمیدهد ؟فکر میکنم جناب مدرسی تاثیرات سیاسی در بعد جهانی و منطقه ای را برای به وجود آوردن هر گرایشی را فراموش کرده است که تشکیل هر حزبی بستگی به شرایط جهانی و سیاسی دارد فکر کنم خود شما تحت تاثیرات بعد جهانی قرار گرفته بودید که انشعاب کردید و راه خود را جدا کردید و دیدیم که چی به سرتان آمد و آن تشکیلات کارگری که به آن اشاره میکردید چطور کارگری شد و طبقه کارگر رو دور خودش جمع کرد،امکان دارد خودتان هم اعلام کنید انشعاب هایی که در کمونیسم کارگری انجام گرفته چرا به جز از کمونیسم منصور حکمت گرایش دیگری بروز نداده است چرا خطی دیگر را برای خود انتخاب نکرده اند چرا همه سیاست و همه استراتژی تان شده منصور حکمت اگه او هم نبود چیزی برای گفتن داشتید؟فکر کنم وجود هر گرایشی در درون هر حزبی به زنده بودن آن حزب بر میگردد به فعالیت این حزب بر میگردد هر حزبی که پایگاه اجتماعی داشته باشد به نظر من اختلاف نظر و وجود گرایشی هم بر خلاف گرایش رسمی خیلی عادی است انسان قابل تغییر است حال این تغییر به عقب باشد یا به جلو بستگی به درک آن انسان دارد که هیچ کس نمیتواند به زور به کسی بگوید باید این نظر را داشته باشی یا نه.
در قسمتی دیگر از موعظه مدرسی به این اشاره میکند که کومه له یک عمارت اجاره ای است و این عمارت آخر سر باید توسط ناسیونالیستها و یا حکمتیست ها باید تصرف شود و اعضای این عمارت نا لایق هستند،باید بگویم نه شما و نه هیچ شخصی دیگری صاحب این عمارت نیست این عمارتی که شما به آن اشاره میکنید متعلق به شخص بخصوصی نیست بلکه مختص و متعلق به یک جنبش اجتماعی واقعی است که تو چند ها سال است که آن را به فحاشی کردن و اتهام زنی محکوم کرده ای به خاطر این که این جنبش در درون آن از گرایشات غیر سوسیالیستی برخوردار است و به خاطر همین گرایشات باید ترد شود و باید از روی صفحه تاریخ پاک شود ولی عزیز این طور که شما اشاره میکنید نیست فکر کنم یکی از وظایف ما کمونیستها تبلیغ و ترویج جهان بینی مارکسیستی است نه ترد کردن توده از خود ما باید برای اینکه گرایش سوسیالیستی را در درون این جنبش تقویت کنیم باید شب و روز فعالین ما در درون جنبش انقلابی کردستان تلاش و کار آگاهگرانه انجام دهند که به طور عینی و واقعی شاهد مبارزه و فعالیتهایشان هستیم و میبینیم روز به روز گرایش سوسیالیستی در درون این جنبش تقویت پیدا میکند و گرایشات غیر سوسیالیستی کم رنگتر و از بین میروند فکر کنم تفاوت کمونیسم ما با کمونیسم به ظاهر شما این است که وظایف اولیه خود را فراموش نکرده ایم و از خود تز من در آوردی نخواهیم ساخت و به نام مارکسیسم به درخورد توده بدهیم فکر میکنم جریان ما خیلی مسئولانه و خیلی به شیوه واقعی و کمونیستی دارد تبلیغ و ترویج جهان بینی مارکسیستی در درون این جنبش را انجام میدهد،در مورد نا لایق بودن اعضای این عمارت هم باید بگویم این اعضا بجز خدمت صادقانه و به غم و خور توده تو جه نداشته باشند عمل دیگری انجام نداده اند و خیلی هم صادقانه در جهت پیشبرد آرمان کمونیستی مبارزه و تلاش کرده اند و فکر نکنم نیروی مسلحش در سنندج گروگانگیری کرده باشد و به زور از مردم پول خواسته باشد و بچه مردم را در حال تهدید و مرگ قرار داده باشد ارزیابی از سیاستها و سابقه مبارزاتی کومه له و حزب کمونیست ایران را به توده واگذار میکنیم نه به کسی که دشمن کمونیسم است دقیقا جمهوری اسلامی هم این حرف شما رو بیان میکند ببینید در چه جایگاهی قرار گرفته اید از طرف خود به شما تبریک میگویم برای کسب این جایگاه واقعیتان .
جناب کورش خان در آخر موعظه های خود خطاب به اعضای این حزب اشاره میکند که شما جرات ندارید در برابر گرایش مخالف درون خود از سیاستهای خود دفاع کنید ،شما شهامت ندارید این پستی چیه تحمل میکنید؟اول باید بگویم تند نرو کمی مودب باش ما هم میتوانیم کلمه رکیک به کار ببریم لب هایمان را ندوخته اند ولی اختلاف ما با شما این است که در برخورد به گرایشات مخالف درون یا بیرون از خود با شما فرق دارد و ما به شیوه واقعی و منطقی خود به گرایشات غیر سوسیالیستی و نقدشان میپردازیم مثل شما که نیستیم در جواب هیچی نداشته باشیم ما ابزار نقد داریم و به شیوه سیاسی و متینانه برخورد میکنیم و این تفاوت ما با شما است این نوع ادبیات کوچه بازاری هم مثل شهامت پستی جرات را از کجا یاد گرفته اید نکنه بگویید منصور حکمت یاد مان داده است و لی فکر کنم منصور حکمت از تعریفی که از ایشان شنیدم خیلی از تو با نزاکت تر و متین تر بوده است فکر کنم این نوع ادبیات بورژوایی و غیر سوسیالیستی ارمغان خانواده مدرسی ها است که به حکمتیست رسیده است واقعا چه ادبیات پیشرو ی دارید همه چیز خود را به فحاشی کردن توهین اتهام زدن خلاصه کردید واقعا برایت متاسفم هستم جناب مدرسی که لیدر حزبی باشی به قول خودت چنین ادبیاتی رو به کار ببری بیشتر این حزبی که تو با این نوع خصوصیات لیدرش شدی به سوپرمارکت شباهت دارد تا به حزب زیرا به قول شاعر سالی که نکوست از بهارش پیداست چیزی که تو رهبرش باشی دیگه وای به حال بقیه، افشا گری های شما هم در مورد مذهب و دیگر پدید ه ها از این زوایا سر چشمه میگیرد فکر میکنید اگر به مذهب توهین کنید به عقاید کسی توهین کنید دیگر کمونیست دو آتشه هستید برخورد رهبری آن موقع کومه له به شما که خود ابلاغ کردید در مورد اولین مقاله کومه له در مورد مذهب که شما نوشته بودید در سال شصت و دو فکر کنم از این نوع ادبیات استفاده کرده بودید که اعلام میکنید رهبری داشت پوست سرتان را میکند من هم بودم این کار را انجام میدادم و در ضمن یک بار دیگر میگفتم به یکی از رفقا شیوه تبلیغ کمونیستها در مورد افشا گری در مورد مذهب را برایتان توضیح بدهند .
در آخر باید بگویم حزب کمونیست ایران دارای پایه اجتماعی نیرومندی در میان طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی و تحت ستم در کردستان میباشد در سطح سراسری نیز شمار قابل ملاحظه ای از فعالین و گروههای چپ و کمونیست و محافل کارگری و دانشجویی و زنان خود را متعلق به این حزب میدانند و سیاستهای آنرا به کار میگیرند .
برای کسانی که وجود و نام حزب کمونیست ایران و سیاستهای سوسیالیستی این حزب آزار دهنده است کاملا واضح است که دلیل استدلالشان وابستگی طبقاتی آنان به ایده الیسم و ندیدن و فراموش کردن فضای خفقان آخوندی در ایران که جای هر گونه فعالیت کمونیستی و راه حلهای رادیکال در جنبش کارگری را مسدود کرده است و کلا شرایطی که فرهنگ و ارکان مناسبات سرمایه داری بر جامعه مستولی کرده است و این حزب نیز آن شرایط ،به نحوی بر فعالیتش تاثیر میگذارد را فراموش کرده اند .نمونه بارز و نقطه عطف این تشکیلات تصمیم داهیانه کمیته مرکزی کومه له و حزب کمونیست ایران در جریان اعتصاب سراسری 16 مرداد 84 بود که بار دیگر محبوبیت حزب کمونیست ایران و کومه له در میان کارگران و زحمتکشان کردستان نشان داد و بار دیگر دنیای نارسیستی جریانات سکتاریستی را مشوش کرد .خصلت نمای گذشته و حال مبارزاتی حزب کمونیست ایران در آژیتاسیونهای آگاه گرانه و تکوین و اشاعه ادبیات آوانگارد انقلابی در میان طبقه پرولتاریا در تند پیچهای مبارزه بر ضد بورژوازی اسلامی و حامیان نئولیبرالیست اش است و حال این حزب با این معیارها از طرف رهبری پا در هوای حکمتیست امکان ندارد خدشه ای به آن وارد شود بلکه روز به روز شاهد نفوذ و اعتبار زیادتر این حزب در درون جامعه و طبقه کارگر هستیم و شما هم به خاطر اینکه در میان طبقه کارگر هیچ رسمیتی ندارید و از نفوذی برخوردار نیستید و به این شیوه ها میخواهید خود را مطرح کنید و بخواهید برای خالی نبودن عریضه نامی از شما هم باشد فکر کنم راه بدی را انتخاب کرده اید که در آخر دودش به چشم خود شما می رود و زیادتر از این منزوی تر خواهید شد و از طبقات دور خواهید شد یک بار دیگر به خود بیا و خودت را اصلاح کن و در درون خود یک تغییر اساسی و رادیکال به وجود بیاور که لا اقل مثل یک شخص سیاسی ازت نامی برده شود نه مثل یک فحاشگو از شما نام برده شود اعضای خودت را به این نوع چرندیات مسخره توجیه نکن در فکر برخورد اصولی برای انحرافات سیاسی خود و افتضاحاتت باش و آنها را حل کن با این نوع اتهام زنی ها به هیچ جا نمیرسی باور کن بجز اینکه خودتو زیادتر از این رسوا نکنی و زیادتر در درون جامعه منزوی نشوید .