|
سخنان کوروش مدرسی فحاشی یا نقد؟
ناصر نسیمی
درجریان مبارزه طبقاتی درون جامعه احزاب وگروههای سیاسی در مقابل روندها و گرایشات مختلف و متنوع موجود، عکس العمل متفاوتی را بنا به خواست و منشاء طبقاتی و اجتماعی خود نشان میدهند ،تقابلهای سیاسی،نظری که خود عامل تقابلهای پراتیکی در عرصه های مختلف سازماندهی مبارزه اجتماعی وسیاسی میباشد از خود بروز میدهد.ودر سطح عملی نتایج واثرات متفاوتی بر روند مبارزاتی و گرایشات متفاوت اجتماعی میگذارد این تاثیرات میتواند مدتهای طولانی اثرات خود را بر جنبشهای اجتماعی حفظ و حتی خصلت نمای جنبشهای معین شوندو تحت شرایط معینی تولید و بازتولید شوند و بطوریکه به هژمونی مسلط بر ان جنبش اجتماعی تبدیل شود.ودر شرایط سیاسی، اجتماعی معینی سبب ایجاد توازن قوای سیاسی میشود که افکار و ایده ها و الگوی سیاسی زندگی اجتماعی معینی در مقابل انتخاب جامعه قرار میدهد و این امر بیشک در گرو چگونگی نقش احزاب سیاسی و جایگاه انها در روندهای مبارزه طبقاتی میباشد.احزاب سیاسی مولود ارمانها،خواستها وتمایلات طبقاتیست و ضرورت پاسخ دادن به نیازهای طبقاتیست که احزاب شکل میگیرند و در پروسه مبارزه خود احزاب نیز تغییر می کنند ،سمت و سوی اهداف سیاسی خود را از نو باز تعریف می کنند.
قضاوت در مورد احزاب سیاسی را جامعه از روی سیاست اعلام شده و پراتیک انجام شده میسنجد و معیار حقانیت و درستی انرا فقط در چهار چوب روند های واقعی مبارزه طبفاتی درون جامعه قابل ارزیابیست.تاثیرات اجتماعی مثبت یا منفی انرا میسنجد و محک قضاوت قرار میدهد.مواضع و بیانیه های سیاسی،جدالهای تعیین کننده و سرنوشت ساز جاری وچگونگی موضعگیری در مقابل ان ماهیت سیاسی احزاب را نشان میدهد وجایگاه احزاب را در روندهای مبارزه طبقاتی و مبارزات عمومی مشخص میکند.
کومه له یکی از سازمانهای چپ و کمونیست است که در تاریخ مبارزات خود توانست نقش مهم و برجسته ای در جنبش کردستان ایفا نماید،و در سختترین شرایط سیاسی توانست با اعتمادبنفس شایسته ای رهبری بخش وسیعی از مبارزات مردم کردستان را بر علیه جمهوری اسلامی در همه زمینه ها و عرصه های لازم رهبری کند و بر روندهای مبارزه طبقاتی در کردستان نیز موثر باشد و از جریانات چپ دیگر سر وگردنی بلندتر داشته باشد.نفوذ واعتبار کومه له به جنبش کردستان یک خصلت انقلابی وچپ داده بود.امیدها و ارزوهای توده های کارگر و زحمتکش را کومه له بیان میکرد، پافشاری وجد یت کومه له بر رادیکالیزه کردن جنبش کردستان باعث شد که کومه له در پاسخ دادن به این نیاز سیاسی طبقاتی، خودش هم بمثابه موجودیتی سیاسی تغییر کند. ضرورت پاسخ دادن به نیازهای مبارزاتی نیز احزاب را دستخوش تغییرات اساسی میکند اگر احزاب میخواهند جامعه را تغییر دهند ،خود نیز بعنوان عامل تغییر باید تغییر کنند. اما بحث این است که احزاب چگونه تغییری را مد نظر دارند و چه چیزی را میخواهند تغییر دهند؟ افق و ارمانهای سیاسی ،طبقاتی متفاوت طبعا سمت و جهت گیری و جایگاه احزاب را تعیین میکند. کومه له هم از این قانونمندی مستثنی نیست،اما انچه مسلم است این است که در پرتو مباحث کنگره های کومه له توانستیم در یک بستر مبارزه اجتماعی،سیاسی و طبقاتی واقعی قرار گیریم و با روشن بینی بهتر و شفافتری رو به اینده مبارزه سیاسی واجتماعی بنگریم ،موانع و کم وکاستیها را بشناسیم و مانند هر پدیده سیاسی قابل تغییری به مبارزات خود در نقش رهبری بخشی از جنبش کردستان در بطن یک مبارزه همه جانبه به وسعت کردستان ایفاء نقش نماییم.بطوریکه تاثیرات اجتماعی و سیاسی وجود کومه له در جنبش کردستان به مثابه یک جریان کمونیست واقعیتی غیر قابل انکار در تاریخ جنبشهای معاصر به عنوان جنبشی پیشرو و کمونیست شناخته شده است و خصلت ویژه ای که کومه له به جنبش کردستان بخشید ناشی از موضعگیریهای سیاسی،طبقاتی،اجتماعیش بود.ناشی از دیدگاه کومه له در مورد ستم بر زنان و شیوه رهایی زنان،شیوه رهایی از ستم ملی ،نقش ما در جنبش ملی، ،نگرش ما به رهایی کارگر وزحمتکش،چگونگی نگرش ما به پیشبرد مبارزه مسلحانه ، افشای سیاستهای سازشکارانه احزاب سنتی ناسیونالیستی.........اتخاذ چنین سیاستهایی بود که کومه له رادر چنان وضعیت سیاسی و تناسب قوایی قرار داد که بدون در نظر گرفتن کومه له هیچ معادلات سیاسی در کردستان قابل حل نبود. این شرایط برای یک سازمان کمو نیست ،دخالتگر ،مسئول در صحنه سیاسی یکی از بحرانی ترین منطقه خاورمیانه بی نظیربود .
نفوذ و اعتبار کومه له از اسمان نازل نشده بود بلکه ناشی از درک و تشخیص شرایط سیاسی جامعه از جانب انسانهای زنده و فعال در پراتیک اجتماعی بود.نقش انسانها،عنصر خوداگاهی و دانش سیاسی افراد به مثابه ماتریال انسانی انرا نمیتوان فراموش کرد. تا کنون تجربه نشان داده است که جدل سیاسی وازاد که یکی از سنتهای مارکس بوده است زیر اوار متد رویزیونیستی به تحریف تاریخ وفحاشی مبدل گشته وبه نوعی در تنظیم روابط درونی چپ تاثیرات منفی نموده ، خود محوری و سکتاریسم را تقویت ،خلاقیت وابتکار ووحدت طبقاتی را ضعیف ..باید در زمینه جدل سیاسی ازفرهنگ چپ سنتی فاصله گرفت وسلاح نقد را اصولی ودرست بکار برد و به فحش واهانت تنزل نداد.فرهنگ سیاسی چپ سنتی که اکنون در جنبش کمونیستی مورد نقد قرار گرفته است میبایستی تا کنون اقای کوروش مدرسی متقاعد میشدند که بگونه ای مدرن باید جدل کرد . ایشان تلاش نمودن تحت عنوان بررسی و نقد فراکسیون تصویری بغایت غیرواقعی از کومه له به جامعه بدهد.این اولین بار نیست که چنین تصویرسازیهای اختیاری از تاریخ کومه له از دیدگاههای طبقاتی متفاوت صورت میگیرد اما ره به جایی نبردند، حتی نتوانستند حاظرین در سمینارهایشان را متقاعد کنند.این اولین بار نبود که کوروش مدرسی به جرایانات و جنبشهای اجتماعی دیگر فحاشی کند، او بود که به مردم اذربایجان هم گفت مردم خر نشید.اکنون کومه له اماج رفتارهای غیر اجتماعی واصطلاحات نازل سیاسی ایشان قرار گرفته.من از شیوه بیان و لحن او در مجادلات سیاسی تا حدی اشنایی دارم و زیاد متعجب نشدم اما ایا حاضرین در سمینار که بیشک همه یا اکثرا ازکادرهای باسابقه قبلی کومه له بودند که برای ساختن ان تاریخ کومه له جانفشانی و فداکاری کرده اند و در سالهای سخت و تایخساز کومه له جزء سازندگان ان تاریخ بوده اند ،اکنون که این تاریخ مورد اماج لیدرشان قرار گرفته است، ساکت نشسته یا تائئید میکنند.؟
ایا شما کومه له را بعنوان یک پدیده تاریخی سیاسی در متن شرایط تاریخی، اجتماعی ان بررسی نمکنید؟ ایا میشود کومه له 30 سال پیش را با معیارهای امروزتان بسنجید؟ایا شما واقعا پدیده های سیاسی، اجتماعی را در متن وبستر تاریخی وزمانی خود در رابطه نقش اگاهگرانه پیشرو ویا مانع جدی رشد اگاهی طبقاتی ویا اجتماعی بررسی نمیکنید؟ ایا شما احزاب و نقش انها را در بطن مبارزات طبقاتی وتاثیرات انها را بر روندهای مبارزات اجتماعی در محک قضاوتتان مد نظر ندارید؟ معیارهای سنجش وارزیابی شما در مورد کومه له نه تنها مارکسیستی نیست بلکه دلبخواهی وبرای رفع نیاز امروزتان است شمااز کلمات و ادبیاتی استفاده کردید که من از تکرار ان شرم دارم انهم نه خطاب به دشمنانت بلکه خطاب به همرزمان قبلیت که امروز مثل تو فکر نمیکنند.من به این قضیه برخوردی اخلاقی نمیکنم اما باور کنید این شیوه شما مستقیما به منصور حکمت لطمه میزند چون شما از اسم او برای پیشبرد مقاصدتان استفاده میکنید.اقای کوروش مدرسی خود شما شاهد هستید که در بحرانی ترین شرایط و اختلاف نظرات سیاسی منصور حکمت چگونه ظاهر میشد حداقل لطف کنید یکبار دیگر به متد ایشان در برخورد به اختلافات سیاسی رجوع کنید. یک تبیین علمی ،تاریخی از هر پدیده سیاسی یا اجتماعی نه تنها ضروریست بلکه راهگشای راه اینده خواهد بود،اما بیانات شما در مورد تاریخ کومه له فاقد ارزش اجتماعی،علمیست و کسی انرا جدی نمیگیرد.شما تلاش کردید برفعالیتهای یک نسل از کمونیستهایی که در کومه له فعال بودند خط بطلان بکشید وانرا نفی کنید.شما به بهانه نقد فراکسیون درون حزب به تحریف دلبخواهی تاریخ اقدام نمودید،با چنین ابراز نظری که شما در مورد کومه له انجام میدهی، ایا جریانات چپ جامعه را تقویت میکند یا راست جامعه؟ما به ازای سیاسی،اجتماعی این تصورات شما در مورد تاریخ کومه له به چه روندی کمک میکند؟ اگر تصور میکنید با این شیوه کار چپ جامعه جامعه تقویت میشود اشتباه سیاسی فاحشی مرتکب میشوی،بدین شیوه خط فاصلها و تمایزات سیاسی روشن نخواهد شد.بلکه در برخورد و چگونگی موضعگیری در قبال روندهای مبارزاتی جاری در جامعه است که تفاوتها معلوم میشود و میتواند معیار و محک باشد.اتفاقات و رویدادهای سیاسی تاریخ و زمینه های مادی دارند اما نقش احزاب در هر رویداد وتحولی عامل مهمی است امروز نمیتوان نقش کومه له را در برخورد به جریانات ارتجاعی و عقاید عقب مانده رادر کردستان فراموش کرد و بی حرمتی و فحاشی را جای نقد سیاسی گذاشت. البته اقای کوروش مدرسی ، اگر متد شما در بر خورد به مخالفان سیاسیتان در کنگرهها با صدور قرار تقبیح پیش میرود ، اما این روش در برخورد با جریانات سیاسی دیگر چون کومهله پیش نخواهد رفت ، کمی تعمق کنید! حداقل انتظار از اعضا حزب حکمتیست این است که به لیدر حزب یاداوری کنند در متد ارزیابی ونقد احزاب وجنبشهای اجتماعی به معیارها ی مارکسیستی اتکا نماید واز معیارهای اختیاری پرهیز نماید تا مجبور به فحاشی نشود .
استکهلم مرداد 87
|