Nedstat Basic - Gratisräknaren hemsida statistik
Kostnadsfria räknaren för privata webbplatser

سی سال پیش سی‌ام بهمن 1357

نخستین مذاکرات نمایندگان دولت جمهوری اسلامی با

نمایندگان مردم کردستان در مهاباد

 

در طول سی سال گذشته‌ مسئله‌ی کردستان، چگونگی شرکت مردم در انقلاب، خواستهای مطرح شده‌ و نیز اولین تماسها و برخوردهای دولت بازرگان و نمایندگان جمهوری اسلامی با مردم کردستان، آنچنانکه‌ باید در رسانه‌های فارسی زبان بازتاب نداشته‌است. بنظرمن دراین مورد هم از جانب خود ما کردها و هم اهل قلم، نخبگان و نویسندگان غیرکرد کم‌کاری شده‌است. اطلاع از کم و کیف این رویدادها و بررسی چگونگی سیر جریانات بعدی کمک میکند تا بهتر با جنبش کردستان و نیز با فشارها، تضییقات، حملات، سرکوب و کشتاری که‌ علیه‌ مردم کردستان براه‌ انداختند، آشنا شویم.

در ماههای قبل از سقوط رژیم شاه، روشی در کردستان رواج پیداکرد و آنهم مسافرت صدها نفری از شهری به‌ شهر دیگر برای شرکت در مراسم تشییع جنازه‌ شهدا ویا شرکت در سخنرانیها و یادبود روزهای تاریخی و غیره‌ بود. طی این دیدارها و در جریان میتینگ‌ها، تظاهرات و اجتماعات گوناگون در شهرهای مختلف کردستان مطالبات و انتظارات مردم از طریق اطلاعیه‌ها، سخنرانیها و بیانیه‌هایی طرح و ارائه‌ میشدند. باوجود این سند مشخص و مدونی که‌ دربرگیرنده‌‌ی این خواستها باشد،‌ طوری‌که‌ بتوان آنرا مورد استناد قرارداد، موجود نبود. لازم به‌ یادآوری است که‌ درهیچکدام از این گردهمائیها شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" مورد حمایت مردم کردستان قرار نگرفت و معمولا حکومت مردمی یا جمهوری دموکراتیک بجای جمهوری اسلامی مطرح میشد.

انتظارات و خواستهای مردم کردستان از همان نخستین تماسها با دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی بطور کاملا شفاف و روشنی برجسته‌شده‌اند. قطعنامه‌ی هشت‌ماده‌ای مهاباد از این موارد است.

روز 29 بهمن 1357 یعنی تنها یکهفته‌ بعداز سقوط رژیم شاه‌، هیات اعزامی دولت موقت مرکب از داريوش فروهر، ابراهيم يونسی، اسماعيل اردلان، محمد مكری، آيت الله نوری و احمد علی بابائی، وارد مهاباد شدند. آقای داریوش فروهر برای مردمی که به استقبال آمده بودند از بالکن فرمانداری سخنرانی کردند. پس ازپایان سخنرانی مستقیما همگی به منزل جناب شیخ‌عزالدین حسینی رفتند.

روز بعد یعنی 30 بهمن‌ماه تعداد زیادی از نمایندگان شوراهای مختلف شهرهای کردستان درنخستین نشست مشترک خود پس از سقوط نظام سلطنتی سرگرم تدوین اولین قطعنامه مردم کردستان برای ارائه به نمایندگان دولت بودند. در جمع کوچکتر مذاکره‌ کننده‌ شیخ عزالدین حسینی، دکتر قاسملو، غنی بلوریان، فواد مصطفی‌سلطانی، صلاح مهتدی، عبدالله‌ حسن‌زاده‌، سنار مامدی و. . حضور داشتند.

قطعنامه‌ای که دراین نخستین اجلاس نمایندگان شوراهای شهرهای مختلف کردستان تدوین شد، بعد از طرح پیشنهاد، بحث و اظهار نظر کافی پیرامون یک به‌ یک مواد هشتگانه آن، باتفاق آرا تصویب‌شده و متن نهایی آن به خط دکتر قاسملو تهیه و تسلیم هیات اعزامی دولت گردید. این مصوبه‌ که‌ به قطعنامه هشت ماده‌ای مهاباد شهرت‌یافت، بویژه در شعارها، سخنرانیها، تظاهرات وگردهماییها مورد حمایت وسیع مردم در شهرهای مختلف کردستان قرارگرفت.

روزنامه‌های آنزمان خبرهای مربوط به‌ این قطعنامه‌ را وسیعا منعکس کردند:
«
گروهی تحت عنوان «نمایندگان شوراهای انقلابی اعزامی از شهرهای کردستان ایران» با گردهمایی در شهر مهاباد یک قطعنامه ۸ ماده‌ای را که می‌گفتند «خلاصه‌ای از خواستهای خلق‌کرد در مقطع زمانی کنونی» است، به فروهر سرپرست نمایندگان دولت‌موقت، تسلیم کردند. روزنامه کیهان روز دوم اسفندماه ۱۳۵۷ صفحه ۸ دراینباره نوشت: دکتر قاسملو یکی از رهبران حزب‌دموکرات کردستان، شیخ عزالدین حسینی و غنی بلوریان با داریوش فروهر و همراهان او مذاکراتی انجام‌دادند و خواستهای مردم کردستان را که طی قطعنامه‌ای هشت‌ماده‌ای تنظیم شده‌بود، به آنها تحویل‌دادند.» (کتاب روزشمار جنگ ایران وعراق، پیدایش نظام جدید، جلداول صفحه 157).

 

"ظهر ديروز هيأت اعزامي دولت با نمايندگان مناطق كردنشين به گفتگو نشست. ظهر امروز حضرت «آيت الله يزدی» با پيام امام خمينی به مهاباد آمد و به هيأت پيوست.پيام حضرت آيت الله العظمی خمينی در ميان چند هزار نفر خوانده شد. آيت الله شيخ عزالدين حسينی امام جمعه مهاباد نير سخنانی ايراد كرد كه همراه خواستهای 8ماده‏اي مردم اين خطه در چاپ‏های دوم و سوم ديروز منعكس شد و از آنجا كه ممكن است عده‏ای از اين چاپها محروم مانده باشند مجدداً درج مي‏شود." (اطلاعات2/12/1357)

و روزنامه‌ كيهان 4/12/1357 چنین نوشت: ". . . در گردهمائي روز دوشنبه سی ام بهمن ماه در شهر مهاباد،قطعنامه ای در 8 ماده به نمايندگان حكومت موقت انقلاب اسلامی ايران تسليم داشتند. نمايندگان مذكور موارد 8 گانه اين قطعنامه را خواست تمامی مردم كرد و بدون وابستگی به هر گروه دسته يا حزب بخصوصی توصيف كرده‏اند. مواد 8 گانه قطعنامه از اينقرار است.

1- خلق كرد همراه و همگام با ساير خلقهای ايران انقلاب ايران را تاييد مي‏نمايند و تصميم دارد با تحكيم پيوند مبارزاتی با ساير خلق‏های ايران در ايجاد جامعه آزاد و آباد آينده نقش اساسی ايفا كند.

2- خلق كرد مانند ساير خلق‏های ايران، خواهان رفع ستم ملی و تأمين حق تعيين سرنوشت خود بصورت فدراتيو در چهارچوب كشور ايران ميباشد و هرگونه اتهام تجزيه طلبی را رد ميكند و از دولت موقت آقاي مهندس بازرگان ميخواهد كه وضع خود را در قبال اين خواست رسماً اعلام دارد.

3- ما برآنيم كه زحمتكشان ايران، سهم اساسی را در انقلاب ايران ادا كرده‏اند و بهمين جهت حق مسلم زحمتكشان و كارگران و دهقانان است كه در دولت انقلابی شركت داشته باشند.

4- كردستان ايران ضمن دارا بودن منابع دست نخورده فراوان يكی از عقب افتاده ترين مناطق ايران است،بنابراين رفع ستم اقتصادی يكی از خواستهای اساسی است.

5- همه پادگانها در كردستان بايد تحت نظر شورای انقلابی اداره شود و بدين منظور بايد يك كميته مشترك نظامی از افسران ميهن پرست و نمايندگان شورای انقلابی تشكيل گردد.

6- افسران جنايتكار كه دستور تيراندازی داده و موجب شهادت فرزندان خلق شده‏اند، بايد تحويل دادگاه انقلابی خلق گردند و بمنظور تبديل ارتش ارتجاعی به ارتش خلقی بايد ارتش از عناصر ضد انقلابی تصفيه گردد.

7- همه نمايندگان حاضر كه نماينده شهرستانهای كردنشين هستند، اعلام ميدارند كه حضرت آيت الله سيد عزالدين حسينی، صلاحيت دارند در رأس هر هياتی قرار بگيرند و از طرف خلق كرد با دولت مركزی مذاكره نمايند و دستگاه رهبری انقلاب و دولت موقت را از مذاكره و تماس با عناصر ارتجاعی كرد برحذر میدارند.

8- از آنجا كه ملامصطفی بارزانی و گروه معروف به «قياده موقت» عمال سازمان سيای آمريكا و ساواك ايران و «ميت» تركيه بوده‏اند و می‏باشند و مورد نفرت تمام خلق كرد هستند. لذا از دولت انقلابی ميخواهيم هر نوع ارتباط و تماس با اين دارو دسته قطع گردد و رهبران خائن آنها از ايران اخراج شوند،بدون آنكه اين سياست به وضعيت خانواده‏های پناهنده بی بضاعت لطمه ای وارد آورد."

 

همچنانکه‌ از محتوای مواد قطعنامه‌ هم پیداست، روح حاکم بر آن حاکی از فضای رادیکال و انقلابی روزهای قیام است. این قطعنامه‌ البته ازجانب دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی‌ پاسخی نگرفت. در حقیقت میتوان گفت که‌ تقریبا هیچکدام از قطعنامه‌ها، خواستها و موارد مطرح شده‌ توسط نمایندگان مختلف مردم کردستان نزد مقامات دولت ایران گوش شنوایی نیافت.

از طرف دیگر اما، مواد هفتم و هشتم این قطعنامه‌ در میان جریانات سیاسی کردستان و خود امضاکنندگان آن نیز با مشکلاتی روبروشده‌ و تنشهایی را موجب گردید. حزب دموکرات بدلیل اینکه‌ خودرا در موقعیت مناسبی میدید، درمورد ماده‌ هفتم و اینکه‌ شیخ عزالدین حسینی در ر‌‌أس هیأت مذاکره‌ کننده‌باشد چندان دل خوشی نداشتند و بعدها و به‌ مناسبتهای گوناگون مخالفت خودرا با این موضوع مطرح نمودند.

ازسوی دیگر وجود شخصیت رادیکال و صریح‌اللهجه‌ای همچون شیخ عزالدین که‌ مدافع سرسخت جدایی دین از دولت و مخالف ایجاد حکومت دینی بود، به‌ مذاق کسانیکه‌ مایل بودند شخصیتهای مذهبی سنی و روحانیون طرفدار جمهوری اسلامی را در رأس امور کردستان ببینند، چندان خوشایند نبود. علیرغم همه‌ی اینها باتوجه‌ به‌ محبوبیت و قاطعیت ایشان و فضای سیاسی رادیکال آنزمان این تلاشها البته‌ بی‌نتیجه‌ماند و هنگامیکه‌ در پاییز سال 1358 هیأت نمایندگی خلق کرد مرکب از حزب دموکرات، کومه‌له‌ و شاخه‌ کردستان چریکهای فدایی تشکیل شد، شیخ عزالدین حسینی ریاست آنرا برعهده‌ داشت و دکتر قاسملو سخنگوی هیأت شدند.

در مورد ماده‌ی هشتم وضع به‌ گونه‌ای دیگر بود. بدوا لازم به‌ توضیح است که‌ جمله‌ آخر این ماده‌ یعنی "بدون آنکه‌ این سیاست به‌ وضعیت خانواده‌های پناهنده‌ بی‌بضاعت لطمه‌ای وارد آورد"، اصلاحیه‌ای بود که‌ از جانب سنار مامدی پیشنهادشد. تصویب این پیشنهاد نشان از نگرانی بجای نمایندگان در قبال هزاران خانواده‌ آواره‌ای بود که‌ متعاقب امضای قرارداد الجزائر بین شاه‌ و صدام حسین به‌ ایران پناهنده‌ شده‌ و در وضعیت بسیار اسفباری بسرمیبردند. کسانی هم هستند که‌ اینک و در فضای سالهای بعداز سقوط رژیم صدام و بنا به‌ مصلحت سیاسی در فرمولبندی این ماده‌ ابراز شک وتردید میکنند و اینکه‌ گویا در متن اصلی اسمی از بارزانی برده‌ نشده‌ و تنها به‌ رهبری موقت آنزمان پارت دموکرات کردستان عراق اشاره‌ شده‌بود. خلاف این ادعا البته‌ با مراجعه‌ای مختصر به‌ روزنامه‌های کیهان و اطلاعات و نیز کلیه‌ متون نوشته‌شده‌ در آنزمان به‌ آسانی ثابت میشود.‌

حزب دموکرات کردستان ایران نیز چندی بعد از انتشار این قطعنامه‌، بدلائلی ازجمله‌ بازگشت و حضور نیروهای "قیاده‌ موقت" در مناطق شمالی کردستان و نیز بنظرمیرسد که‌ با وساطت برخی جریانات سیاسی کردستان عراق، از اظهار حمایت از این ماده‌ی قطعنامه‌ هم خودداری کردند.

دیری نپائید که‌ جنگ‌افروزان و افراطیون در تهران ودر پادگان سنندج نوروز خونین سال 1358 را آفریدند. در مذاکراتی که‌ بدنبال این حوادث با نمایندگان اعزامی از تهران ازجمله‌ آیت‌الله‌ طالقانی، بهشتی، رفسنجانی، بنی‌صدر و وزیر کشور (حاج سیدجوادی) در سنندج انجام گرفت، قطعنامه‌ی جدیدی از جانب نمایندگان شهرهای مختلف تهیه‌ و به‌ هیأت اعزامی تسلیم گردید.

علیرغم کلیه‌ تلاشهای آشتی‌جویانه‌ی جریانات سیاسی کردستان، هیچ قطعنامه‌ و طرح و بیانیه‌ و خواست صلح طلبانه‌ای نتوانست مانع از صدور فرمان جهاد 28 مرداد 1358 علیه‌ مردم کردستان بشود.

بعدها چندین قطعنامه‌ و طرح دیگر نیز در مراحل مختلفی به‌ نمایندگان دولت جمهوری اسلامی تسلیم گردید که‌ مهمترین آنها طرح 26 ماده‌ای هیأت نمایندگی خلق کرد بود که‌ در پاییز سال 1385 تدوین گردید. . .

 

احمد اسکندری

سی‌ام بهمن 1387 (18/2/2009)

 

عکسها و مطالب روزنامه‌های آن سالها در رابطه‌ با جنبش کردستان، در آرشیو وبلاگ آقای بهزاد خوشحالی که‌ به‌ دقت، با نظم و ترتیب و زحمت فراوان آماده‌شده‌ است،  موجود میباشد.

بهزاد خوشحالی

 

بهزاد خوشحالی

 

بهزاد خوشحالی

 

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Free counter and web stats

Home