اشاره
به یک خاطره!
اردشیر
نصرالله بیگی
ardashir_ns@hotmail.com
در
ادامه نوشته
ای که در رابطه
با چگونگی
تشکیل هییت
موسس شورای
محلات در شهر
سنندج در سال
٥٩ خورشیدی که
داشتم ،بنابر
روایت و به
تحریر در
آوردن این
مطلب ،کاملا
بدان واقف
هستم که نوشته
ای بی نقص
نبوده و لیکن
تلا شی
صمیمانه بود
که از مدتها
پیش ،فکرم را
مشغول کرده
بود و مرا بر
آن داشت تا دست
بقلم برده و به
گوشه ها یی از
این
رویدادهای
تاریخی در
دوره ای از
مبارزه که
داشته ایم در
نوشته مختصر
هییت موسس
شورای محلات
به چند ارگان و
جریان تشکیل
شده در ادامه
مبارزه و حفظ
دستاوردهای
جنبش توده ای و
بعد از قیام ٥٧
بویژه در
کردستان که ما
زندگی
وفعالیت
میکردیم ،حوادث
و رویدادهای
بیادماندنی
فراوان بود،
از همین
دستاوردها ی
این پریود
معین میتوان
به تشکیل بنکه
ها این بازوی
مسلح شوراها
در محلات
اشاره نمود؛
توضیحی کوتاه
راجع به این
تشکل و یا
ارگان
ضروریست که در
جریان قیام
مردمی سال ٥٧
محل تجمع
جوانان و مردم
محلات برای
رایزنی ،حفاظت
و همچنین در
زمینه های
گوناگون
اجتماعی
وسیاسی و… در مساجد
گرد هم
میامدند، از
جمله
فعالیتهای
اولیه،
گذاشتن
نگهبانی و
حفاظت و
گشتزنی در
محله برای
روبرویی با
رویدادهای
غیر منتظره،
که این حرکت
بسرعت در تمام
محلات شهر
سنندج جا
افتاد و همگی
با گذاشتن یک
رابط با
همدیگر
ارتباط بر
قرار میکردند
، و این تجارب
بعد از
سرنگونی رژیم
شاه و در ادامه
خود با تعمق
بیشتر و
رایزنی بدلیل
نتیجه مطلوب
در هر محله و
یا منطقه ای
مکانی برای
جمع شدن
علاقمندان چه
به پیگیری مسائل سیاسی
اجتماعی و
مطالعاتی و
بحث و تبادل
نظر و چه بلحاظ
امنیتی نیز
بنکه ها
موجودیت یافت
، که در سطح
شهر سنندج و
محلات حاشیه
شهر وحومه
تعداد زیادی
بنکه تشکیل و
شروع به فعالیت
و گاها کاری
شبانروزی
نمودند؛ و در
روند کار
وظایفی نیز در
دستور کار خود
قرار دادند از
جمله نگهبانی
و حفاظت در
محلات،
فعالیت در
زمینه نظافت و
سوخترسانی به
منازل و؛ در
ضمن معمولا هر
بنکه ای در خود
تعدادی برای
پریودی زمانی
را انتخاب و
فعالیتها و
ضروریترین
کارها را
سازمان میداد
و در جلسات
عمومی
گزارشدهی
مینمود ؛ لازم
به ذکر است که
فکر اصلی این
نهاد از جانب
رفقای کومه له
فعال در شهر
بمیان کشیده
شد و با توجه
به ضرورت آن و
اصولی بودنش
بزودی در میان
مردم پرشور و
فعال در عرصه
های سیاسی،
اجتماعی و
فرهنگی و
انسانهای
آزاده و
رادیکال بعمل
درآمد؛
در دوران بعد
از جنبش
مقاومت اول که
از پریود
زمانی ٢٨
مرداد ٥٨ یعنی
از یورش رژیم
به کردستان از
زمین وهوا
بدستور شخص
خمینی
جنایتکار و
صحبت تاریخی
رئیس جمهور
رژیم بنی
صدر که اعلام
داشت؛ تا
سرکوب غائله
کردستان ارتش
و سپاه آماده
ونباید
پوتینهایشان
را از پا
درآورند،
بطول انجامید
و بر اثر
مبارزه توده
های مردم
ستمدیده و
آزاده در
شهرها و
هماهنگی این
مبارزه با
مبارزه
مسلحانه و
توده ای
ومقاومت
پیشمرگان
در خارج
شهرها به
نتیجه رسید و
بازهم شهرها
از کنترل
نیروی رژیم از
جمله سپاه
پاسداران و
ارتش و بسیج
درآمد و توده
مردم برای
بازسازی
ارگانهای
توده ای و دفاع
از
دستاوردهای
آن با شور
فراوان دست
بفعالیت شدند
که بنکه یکی از
این
دستاوردها
بود و در هر
محله ای توسط
توده آگاه
وانسانهای
آزاده و
عدالتخواه
تشکیل شد ؛ در
محله ای که ما
زندگی
میکردیم بنکه
ای با تلاش
مبارزین
تشکیل و بنام
یکی از
مبارزین که در
جریان آمدن
فرستاده ویژه
خمینی به
کردستان یعنی
خلخالی جلاد
اعدام شده بود
، با یاد و
بنام وی بنکه
شهید عطا زندی
نامگذاری شده
بود، و جمع
زیادی
ازفعالین
ومبارزین زن و
مرد محله
در این تحرکات
سیاسی،
اجتماعی شهر
سهیم بودند؛
در جریان تحصن
یک ماهه در
ساختمان
استانداری
برای اعتراض
به حضور سپاه
پاسداران در
محل باشگاه
افسران در
مرکز شهر و در
بلندی که مسلط
و مشرف بر قسمت
زیادی از شهر
سنندج است؛
فعالین بنکه
عطا زندی
تصمیم به
برپایی یک
نمایشگاه عکس
و پوستر در محل
تحصن و در کنار
این حرکت
عمومی پرشور
با همکاری
جمعی از
مبارزین
هنرمند و
آزاده که ما را
یاری رساندند
وامکانسازی
نمودند و
ازجمله
امکانات بی
دریغ رفیق
جانباخته
مهندس کمال
رحیمیان که
توسط دژخیمان
حامی سرمایه
در ایران
اعدام گردید،
و رفقای دیگری
از جمله ؛
ریبوار شیخ ،صابر
شیخ الاسلامی
و رفیق
جانباخته
ناصح مردوخ در
زمینه خطاطی و
نقاشی و برای
اداره
نمایشگاه در
آنمدت رفقای
بنکه از جمله
رفقای
جانباخته
فرید
یاراللهی ،کیومرث
وکیوان مهاجر
که سه نفرشان
در صف
پیشمرگان
کومه له
جانباختند و
عزیزان دیگری
چون جمیل
خدامرادپور ،
ج٠ شهبازی هم
از کسانی
بودند که
همکاری بی
دریغشان قابل
تقدیر و
فراموش
ناشدنیست؛
این نمایشگاه
مورد استقبال
گرم وپرشور
مردم آزاده
قرار گرفت؛ تا
جاییکه جمعی
ازفعالین
سیاسی دانشجو
در دانشگاه
تهران و تبریز
به سراغ ما
آمدند تا این
ماتریال و
امکانات
نمایشگاه را
در اختیارشان
بگذاریم و
اینرا عملی
وبطور امانت
بآنها دادیم
ولی رفیقی که
وسایل را از ما
امانت گرفت،
گویا در حال
سفر به تهران
از مسیر جاده
کامیاران
مورد بازدید
نوکران رژیم
جمهوری
اسلامی قرار
گرفته و چون
شناخته بودند،
بازداشت و
تمام وسایل
نمایشگاه را
ضبط و از بین
میبرند؛ که
جای تاسف وغم
فراوانی بود،
چون زحمات
فراوانی برای
جمعاوری و
آماده نمودنش
صورت گرفت،
ولی در ذهن
خیلیها مانده
و فراموش
ناشدنیست؛
البته شاید
کسانی از قلم
افتاده باشند
که مرا به
بزرگواری خود
ببخشند و پوزش
مرا بپذیرند؛
البته لازم
میدانم اشاره
داشته باشم که
بنکه ها در
محلات مختلف
شهر از
اینگونه
فعالیتهای
سیاسی ،
اجتماعی و
فرهنگی را در
دورره های
مختلف داشته
اند؛ از بر
پایی میز کتاب
و نشریه، و یا
باز کردن
کتابخانه
کودکان و
نوجوانان
و...؛ بازگو
نمودن
اینگونه
خاطرات و
رویدادهای
مهم ضرورتیست
و طبعا نقاط
ضعف و قوتش
باید بررسی
شود، و نسل بعد
نیز از آن مطلع
و در جریان
قرار گیرند و
بشیوه ای
منطقی و در جهت
روشی صحیح و
راهگشا به پیش
برده شود؛
بامید روزیکه
همه این
رویدادهای
مهم و تاریخی
بشیوه ای درست
ثبت گردد؛ با
آرزوی زندگی
انسانی
وشرافتمندانه
!