در
گرامیداشت
یاد و خاطره
رفیق مبارز و
خستگی ناپذیر،
رهبر جنبش
انقلابی
کردستان دکتر جعفر
شفیعی
حسن
رحمان پناه
7
آبان 1366
خورشیدی خزان
نابه هنگام
پاییزی، برگ
سبز و پرثمر
عمر رفیق جعفر
شفیعی را برای
همیشه
فروریخت.
در
این روز سیاه
خبری جانگاه،
ابتدا در میان
صفوف
پیشمرگان
کومه له و سپس
مردم ستمدیده
کردستان و
ایران پخش شد.
خبری کوتاه
اما بسیار
دردناک بود.
روز
7 آبان ماه سال 1366
هنگامی که
دکتر جعفر
شفیعی برای
انجام یک
مأموریت
تشکیلاتی از
کردستان عازم
بغداد واز
آنجا قصدسفر
به اروپا را
داشت، در
رویداد تصادف
ماشین
جانباخت و قلب
بزرگ و پر از
امیدش به
آزادی بشر از
تپش باز
ایستاد.
مرگ
نابهنگام
رفیق جعفر همه
کسانی که او را
می شناختند
براستی متأثر
کرد. هیچ کس
توان باور
کردن چنین
رویداد
دلخراشی را
نداشت. هیچ کس
نمی خواست و
باور نمی کرد
که دکتر جعفر
از میان ما
رفته و کلمه
غیره منتظره "مرگ"
رابرای چنین
رفیق عزیز و
فراموش نشدنی
به زبان
بیاورد. زیرا
عمر کوتاه اما
پر افتخار
رفیق جعفر
سرشار از
مبارزه برای
زندگی بود.
دکتر جعفر
نوید درمان
درد و رنج
زندگی
زحمتکشان را
داده بود،
چگونه می شد،
خود زود هنگام
به دام مرگ
بیفتد؟
دکتر
جعفر نه تنها
طبیب معالج
امراض انسان
بلکه دکتر
معالج رنج و بی
عدالتی هایی
جامعه ی
استثمارگر
سرمایه داری
بود که بر
انسان امروزی
تحمیل کرده
است.
این
خصوصیات ویژه
از همان
ابتدای
فعالیت دکتر
جعفر قبل از
قیام و از
دانشگاه
تبریز او را از
بقیه
همکارانش
متمایز میکرد
و از او شخصیتی
برجسته در قلب
کارگران و
زحمتکشان
ساخته بود.
زمانی
که رفیق جعفر،
دانشجو و در
دانشگاه
تبریز درس می
خواند، رفقا و
مردم عادی
زیادی بیاد می
آورند، که
چگونه با
امکانات خود
بیماران فقیر
و بی امکانات
را برای
معالجه نزد
پزشک و
بیمارستان می
برد. آنها
اظهار می
دارند که
بارها دکتر
جعفر را هنگام
کول گرفتن
بیماران و
بردنشان به
بیمارستان و
دیگر مراکز
درمانی دیده
اند. دلسوزی و
احساس
مسئولیت برای
دکتر جعفر
بمعنای خدمت و
تغییر زندگی
مردم و همچنین
پیوندش با قشر
محروم و
ستمدیده از
همین دوران
شکل گرفت.
کار
و فعالیت و همه
زندگی رفیق
جعفر در خدمت
اهداف والایی
کمونیسم،
یعنی آزادی
انسان از یوغ
استثمار و کار
مزدی بود.
رفیق
جعفر همانند
هر رزمنده ای،
معتقد به
تغییر و تحول
انقلابی در
جامعه توسط
مردم استثمار
شده بود. به
همین دلیل
بسیار زود به
این واقعیت پی
برد که
کارگران و
زحمکشان برای
رهایی از نظام
سرمایه باید
متحد و سازمان
یافته،
مبارزه
آگاهانه و
هدفمند را پیش
ببرند که این
کار بدون
تشکیلات ممکن
نیست. بادرک
این واقعیت به
صفوف کومه له
پیوست وکومه
له را بعنوان
سنگر ادامه
مبارزه خود
انتخاب نمود.
رفیق
جعفر پس از
اتمام دوره
دانشگاه،
همچون مبارزی
آگاه و حرفه ای
زندگی خود را
وقف کومه له و
اهداف انسانی
اش کرد.
در
تابستان و
پاییز سال
56 خورشیدی
نشانه های
تغییر در
جامعه ی ایران
به وضوح دیده
می شد. آن بخش
از رهبری کومه
له که خارج از
زندان بود و به
دام ساواک
نیفتاده بود
یا تازه از
زندان آزاد
شده بود، خود
را برای
رودروی با
شرایط و
تغییرات جدید
آماده می کرد.
مبارزه ی
مسلحانه و
آغاز جنگ
انقلابی از
احتمالاتی
بود که پس از
تضعیف حکومت
مرکزی در
کردستان مورد
بحث بود. برای
آماده شده در
مقابل و ضعیت
تازه و
استفاده از
تجربه مبارزه
مسلحانه در
کردستان عراق
و همچنین
همکاری و کمک
رسانی به این
مبارزه سال 1357
خورشیدی رفیق
جعفر و تنی چند
از رفقای دیگر
کومه له نزد
اتحاد میهنی
کردستان
اعزام شدند.
در
آن هنگام رفیق
جعفر که به
دکتر عزیز
معروف بود،
جان بسیاری از
پیشمرگان
ومردم عادی را
از مرگ نجات
داد و نسبت به
مبارزات مردم
ستمدیده
کردستان عراق
ادای سهم کرد.
حضور کوتاه
توأم با کار
آگاهگرانه، "دکتر
عزیز" را عزیز
همگان کرده
بود که هم
اکنون هم نام
جاودانه اش در
قلب بسیاری از
مردم این
منطقه جای
گرفته است.
بعد
از پیروزی
قیام مردم
ایران در بهمن
1357، هنگامی که
رفیق جعفر
بعنوان یک
فعال کومه له
خود را به مردم
شناساند صدها
نفر به دلیل
شناخت و
اعتماد به
دکتر جعفر و
باور به درستی
راه و اهداف و
تشکیلاتی که
انتخاب کرده
به صفوف کومه
له پیوستند.
پس
از علنی شده
فعالیت کومه
له، رفیق جعفر
در سیاست
گذاری و
پیشبرد اهداف
انقلابی کومه
له، تغییرات
فکری درون
تشکیلاتی
وتسلط خط و
سیاست
کمونیستی بر
این تشکیلات و
هدایت و رهبری
جنبش عادلانه
ی مردم
کردستان دور و
نقش فعال و
انکار
ناپذیری ایفا
کرد.
سال
58 رفیق جعفر
عضو کمیته
نمایندگی
کومه له در
هیئت
نمایندگی خلق
کرد برای
مذاکره با
نمایندگان
جمهوری
اسلامی بود. در
این وظیفه
سنگین نیز
رفیق جعفر در
نقش یک رهبر
کارآزموده،
فعال و بعنوان
مدافع واقعی
حقوق کاگران و
زحمتکشان به
شکل برجسته ای
ظاهر شد. در ”هیئت
نمایندگی خلق
کرد" رفیق
جعفر و رفقایش
در مقابل خط
سازشکار
و تسلیم طلب
که قصد داشت از
همان ابتدا
جنبش کردستان
را به بیراهه
ببرد و همچنین
در مقابل
شیادی، تفرقه
افکنی و وقت
کشی های
نمایندگان
جمهوری
اسلامی برای
از بین بردن و
در نطفه خفه
کردن جنبش
انقلابی مردم
کردستان
ایستادند و در
عمل نماینده
واقعی خواست و
مطالبات
عادلانه مردم
کردستان
بودند و
همزمان
باشرکت در
مذاکرات نقشه
و توطئه های
رژیم علیه
مردم
زجرکشیده
کردستان را
خنثی کردند.
رفیق جعفر چه
بعنوان سیاست
گذار و چه
بعنوان
آژیتاتور و
سخنران
برجسته نقش
فعال خود را در
این عرصه از
مبارزه نیز به
نمایش گذاشت.
در
سازماندهی
جنگ انقلابی
در مقابل حمله
ی جمهوری
اسلامی به
کردستان،
رفیق جعفر،
رهبر،
سازمانده و
مشوق مقاومت و
مدافع خستگی
ناپذیر دفاع
از
دستاوردهای
مردم تحت ستم
کردستان بود.
در عرصه جنگ
انقلابی و
دفاع مشروع
مردم کردستان
از خود در
برابر یورش
سپاه جهل و
خرافه رژیم
اسلامی به
کردستان،
رفیق جعفر
بعنوان رهبر
شناخته شده
جنبش عادلانه
مردم کردستان
چه در ایران و
منطقه و چه در
عرصه ببن
المللی
از هیچ تلاشی
برای
شناساندن
چهره ی کریه
جمهوری
اسلامی به
جهانیان و جلب
کمک و حمایت
افکار عمومی
در دفاع از
مبارزه مردم
انقلابی
کردستان
کوتاهی نکرد.
از
بدو تأسیس
رادیو صدای
انقلاب ایران (رادیو
کومه له) و پخش
نشریه پیشرو
ارگان کمیته
مرکزی کومه
له، برای مدتی
طولانی دکتر
جعفر مسئول
این رادیو و
نشریه و زبان
حال تبلیغ
سیاست های
کمونیستی و
انقلابی کومه
له در این دو
ارگان خطاب به
داخل ایران و
منطقه بود.
هزاران انسان
کارگر و
استثمار شده،
زن ستمدیده و
جوان تشنه ی
آزادی، خواست
ومطالبات خود
را در گفتار،
نوشتار و امید
و آرزوهای
دکتر جعفر
روئیت می
کردند.
رفیق
جعفر شفیعی
نقش برجسته ای
در شفافیت
بخشیدن به خط
مشی رادیکال و
مارکسیستی
کومه له ایفا
نمود. رفیق
جعفر از همان
ابتدای
فعالیت خود به
این حقیقت
باور داشت که
طبقه ی کارگر
ایران و
کردستان در
مبارزه ای
مشترک و
سازمانیافته
در نهادهای
حزبی و توده ای
با افق و
برنامه روشن
می توانند به
پیروزی نهایی
دست یابند و در
همین رابطه
خود یکی از
فعالین
برجسته
پیشبرد
مباحثات کومه
له با نیروهای
چپ و رادیکال
سراسری بعد از
پیروزی قیام 1357
بود.
داغترین
مباحثات درون
تشکیلاتی
کومه له در
مورد تأسیس
حزب کمونسیت
ایران به
سالهای 59 تا 62
خورشیدی بر می
گردد. در آن
هنگام رفیق
جعفر از رفقای
فعال در این
عرصه بود. حزب
برای او ابزار
سازماندهی
مبارزات جاری
روزانه
کارگران و
زحمتکشان
برای بهبود در
زندگی و
نهایتاً
رسیدن به
آزادی و
سوسیالیسم
بود. رفیق جعفر
یکی از اعضای
فعال و پرشور
کمیته تدارک
کنگره مؤسس
حزب کمونیست
ایران و از
سازماندهندگان
این کنگره بود.
در گنگره
مؤسس به
عنوان عضو
کمیته مرکزی
انتخاب و در
کنگره های
بعدی نیز
همچنان
بعنوان عضو
کمیته مرکزی
حکا برگزیده
شد. چندین
نوشته ، مطلب و
سخنرانی به
مناسبت تأسیس
حزب کمونسیت
ایران به
روشنی مواضع و
نظرات ایشان
را بعنوان
چهره انقلابی
و مارکسیست
جنبش
کمونیستی
ایران و
کردستان به
همگان نشان می
دهد.
رفیق
جعفر بسان
افراد فرصت
طلب و بی افق
نبود که تشکیل
و یا انحلال
جریان سیاسی و
حزبی برایش
وسیله معامله
و زد و بند
سیاسی و شخصی
باشد. اگر رهبر
و دبیر کل
بودند حزب
برایشان
مطلوب است و
گرنه حزب
خاصیت خود را
از دست می دهد.
حزب برای رفیق
جعفر ابزار
پیش برنده
مبارزه
طبقاتی بود و
در هیچ تند و
پیچی افق خود
را از دست نمی
داد. او هیچگاه
منافع شخصی
خود را
برمنافع
کارگر و مردم
ستمدیده که
برای رهایی
آنها مبارزه
می کرد در
اولویت قرار
نمی داد.
پاکی،
صداقت،
راستگویی با
مردم و رفقایش
بخشی جدایی
ناپذیر از
زندگی روزمره
رفیق جعفر
بودند، به
همین خاطر از
سود پرستی و
خود محوربینی
به معنای وسیع
کلمه بدور بود.
کمتر
کسی وجود دارد
که یک بار رفیق
جعفر را دیده و
پای صحبت و
گفتگو او
نشسته، اما
شیفته رفتار و
کردار این
رزمنده بزرگ
نشده باشد. به
جرأت می توان
گفت که دکتر
جعفر یک دشمن
شخصی هم نداشت
و کسانی هم اگر
مخالفش بودند
صرفاً به خاطر
مواضع سیاسی و
طبقاتی با او
مخالفت می
ورزیدند.
رفیق
جعفر تنها یک
رهبری سیاسی
با تجربه و
برجسته
مبارزات
کارگران و
زحمتکشان
نبود، بلکه
معلمی دلسوز و
غمخوار
رفقایش و
تودهای
ستمدیده
ومحروم جامعه
بود. کمتر کسی
وجود داشت که
با ناراحتی و
افسردگی
شخصی، سیاسی،
فکری یا
اجتماعی نزد
رفیق جعفر
رفته اما با
قلبی پر امید و
سیمایی شاداب
و زنده
برنگشته باشد.
رفیق
جعفر یکی از
رهبران دلسوز
صفوف کومه له و
حکا بود که
هیچگاه شخصیت
او با مقام و
جایگاه
تشکیلاتی
قابل توصیف و
سنجش نیست.
بلکه شخصیت
ایشان انعکاس
زنده آرمان،
اهداف و
تشکیلات
کمونیستی بود.
متاسفانه
رفیق جعفر در
سن 36 سالگی
برای همیشه
چشمان
پرامیدش به
آرزو و رهایی
انسان را
فروبست و سنگر
نبرد انقلابی
را در همه عرصه
های آن به
یاران
وفادارش سپرد
که از هر زمانی
بیشتر به او
نیاز داشتند.
بدون
شک دکتر جعفر
همیشه زنده
است چون
مبارزه، جاری
و ادامه دارد.
رفیق جعفر در
مبارزه
روزانه
کارگران و
زحمتکشان،
زنان و جوانان
برای بدست
آوردن حقوق و
مطالبات
برحقشان و در
نبرد بی امان و
روزمره رفقا
و هم سنگرانش
در صفوف کومه
له و حزب
کمونیست
ایران، همیشه
رهبر و پیشتاز
ما است. در
فردای
پیروزی، دکتر
جعفر و هزاران
کمونیست
جانباخته بر
قله رفیع
رهایی خواهند
درخشید.
بزرگترین
قدردانی از
یاد همیشه
زنده رفیق
جعفر شفیعی و
همه
جانباختگان
راه آزادی و
سوسیالیزم،
ادامه راهشان
تا رسیدن به
اهداف والای
آنها است.
7
/آبان/ 1385