|
خوێندنهوهی ئهو چهن لاپهره
( فارسییه)
بێ دهسکهوت نییه!
ئهو چهن لاپهڕهی خوارهوه بهفارسی نووسراوه، بۆ ئهوهی بهجوانی
ئاگاداری رووداوهکه بی، به باشم نهزانی بیکهم به کوردی. ئهگهر خۆت
فارسی نازانی به یارمهتی دۆستێکت که فارسی ئهزانێ بهجوانی
بیخوێنهوه!
بهو هیوایه پێش بهو جۆره رووداوانه بگیریهت.
سهعي سهقزي
2008 – 09 - 24
پایان زندگی
بیژن 23
ساله, با کمکهای فرد ناشناس
استکهلمیان – در طی ماه های گذشته خبر خودکشی چندین جوان و نوجوان ایرانی
در سوئد به اطلاع استکهلمیان رسیده است که کم سن ترین آنها تنها 14 ساله
بوده و در روز 30 ماه مه 2008 به زندگی خود خاتمه داده است.
متاسفانه همکاران استکهلمیان بواسطه عدم موافقت بستگان این نوجوانان و
جوانان و احترام به درخواست آنان از پخش جزئیات این حوادث که تعداد آنها
مرتبا بیشتر می شود خودداری نموده اند. اما عدم انتشار جزئیات این اخبار
این واقعیت را که آمار خودکشی در میان نوجوانان و جوانان در سوئد بصورت
نگران کننده ای در حال افزایش بوده و اکنون دامن نوجوانان و جوانان ایرانی
تبار مقیم این کشور را نیز گرفته است تغییر نمی دهد.
شاید آنچه که در این رابطه بیش از هر چیز دیگری جلب توجه می کند این نکته
است که به گفته بستگان تقریبا همه نوجوانان و جوانان ایرانی که در ماه های
اخیر در سوئد دست به خودکشی زده اند به استکهلمیان خانواده های این
نوجوانان متوجه کوچکترین نشانه ای از "غیر عادی" بودن وضعیت آنان نشده و
خودکشی و مرگ این نوجوانان و جوانان به مانند شوکی کاملا غیرمنتظره برای
آنان بوده است. ظواهر امر نشان از آن دارد که اکثر نوجوانان ایرانی تباری
که در چند ماهه اخیر در سوئد دست به خودکشی زده اند متعلق به خانواده های
مرفه بوده و حتی در امور درسی و نیز روابط اجتماعی خود بعنوان نوجوانانی
نمونه و سرمشق تلقی شده اند.
بسیاری از همکاران استکهلمیان متعجبانه از خود پرسیده اند که دلیل روند
وحشت انگیز اخیر
چیست و چرا تاکنون بحثی جدی در این رابطه با شرکت متخصصین روان درمانی
فارسی زبان در سوئد صورت نگرفته است.
چگونه بیژن 23 ساله با کمک یک فرد ناشناس به زندگی خود پایان داد
روز 10 سپتامبر 2008 برنامه "اوپدراگ گرنسکنینگ" (ماموریت بررسی), یکی از
معتبرترین برنامه های مستند تلویزیون ملی سوئد, موضوع برنامه خود را به
مورد خودکشی یک جوان 23 ساله ایرانی تبار بنام بیژن در سوئد اختصاص داده
است. برنامه بی اندازه تکان دهنده ای که استکهلمیان مشاهده آن را بخصوص به
والدین ایرانی مقیم سوئد توصیه می کند.
بیژن 23 ساله مدتها در اندیشه خاتمه دادن به زندگی خود بود, اما هنگامی که
او به اندیشه خود جامه عمل پوشاند هچ کس تصور نمی کرد که شخص ناشناسی بر
روی اینترنت به او جهت پایان دادن به زندگی اش کمک کرده است. برنامه
"اوپدراگ گرانسکنینگ" موفق شد با استفاده از آدرس "آی پی" فرد ناشناس
سرانجام وی را شناسایی و پیدا کند. این آغاز شوک تکان دهنده دوم برای پدر و
مادر بیژن بود.
بنا بر آمار, سالانه 15000 نفر در سوئد دست به خودکشی می زنند که در حدود
1500 مورد به مرگ می انجامد. در مورد بیژن, نه پدر و مادر و نه
نردیکترین دوستانش کوچکترین اطلاعی از افکاری که در اندیشه او جهت پایان
دادن به زندگی اش در سر می پروراند نداشتند. بیژن در سربالایی راه زندگی
قرار داشت و چون توان مقابله با مشکلات پیش رو را در خود نمی دید مایل به
ادامه زندگی نبود.
بر روی اینترنت وب سایت هایی احداث شده است که "بهترین" طرق مختلف جهت
پایان بخشیدن به زندگی را به بازدیدکنندگان آموزش می دهد.
و در چنین سایت اینترنتی بود که بیژن با فرد ناشناسی که جهت پایان دادن به
زندگی اش به او یاری رساند آشنا شد.
شاید اگر پدر و مادر بیژن کامپیوتر شخصی او را جهت بررسی در اختیار یک
متخصص کامپیوتر قرار نمیدادند راز وحشت انگیز مرگ او هرگز فاش نمی گردید.
پدر بیژن به برنامه "اوپدراگ گرنسکنینگ" می گوید: "از میان داده های
کامپیوتری حقایقی بیرون آمد که در مغز نیز نمی گنجید".
آنچه که بصورت تماس ئی میل خوش آیندی آغاز شده بود تبدیل به مدرسه ای شد که
بیژن در آن مورد آموزش قرار گرفت که چگونه به زندگی خود خاتمه دهد. یاری
دهنده نانشناس مرگ نام خود را بر روی اینترنت "ماکاراو" گذاشته بوده.
"ماکاراو" به پرسش بیژن در مورد اندیشه خودکشی اش چنین پاسخ می دهد: "بله
می توانم بهت کمک کنم. فقط باید بالای 18 سال باشی, به افراد زیر سن کمک
نمی کنم. کی, کجا و چطور می خواهی این کار رو انجام بدی؟".
بیژن در پاسخ می نویسد: "هر چه زودتر بهتر. خودم مایلم قرص بخورم و هر چه
زودتر کار رو تموم کنم. چطور می تونی به من کمک کنی؟".
ماکاراو: "خیالت راحت باشه, همه میگن که من متخصص هستم".
"نیلس" پدر بیژن پیکر بی جان او را در ژانویه 2008 در زیرزمین خانه پیدا می
کند. پدر
بیژن از آن زمان تاکنون در تکاپو جهت یافتن دلیل خودکشی فرزندش بوده است.
او کامپیوتر شخصی بیژن را در اختیار یک متخصص کامپیوتر که از دوستان بیژن
بود قرار می دهد.
دوست بیژن روز بعد به پدر بیژن تلفن می زند و می گرید. او تمام شب را به
جستجوی حقیقت در کامپیوتر بیژن پرداخته بود. محتویات نامه نگاری الکترونیکی
بیژن و فرد ناشناسی بنام "ماکاراو", هم دوست بیژن
و
هم پدر او را شوکه می کند. پدر بیژن می گوید: "با جزئیات کامل به او تعلیم
داده شده بود که باید به چه صورتی عمل کند".
بیژن قبل از آشنایی با "ماکاراو" بر روی اینترنت برای خاتمه دادن به زندگی
خود برنامه ریزی نموده بود.
دستیار ناشناس بیژن در مکان های مختلف بر روی اینترنت به دفاع از خودکشی
پرداخته و آن را راه حل همه مشکلات زندگی قلمداد می نمود. او در ئی میل خود
به بیژن می نویسد که تهیه نمودن نوشیدنی "کوکتل خودکشی"
چقدر
آسان است. و سرانجام نسخه این نوشیدنی مرگ آور توسط "ماکاراو" در اختیار
بیژن قرار می گیرد و به وی اطمینان داده می شود که چنانچه طبق دستور عمل
کند "با اطمینان 95 درصد" به مرگ دست خواهد یافت.
"ماکاراو" توصیه مهم دیگری نیز به بیژن می کند: "به یاد داشته باش که قبل
از پایان دادن به زندگی ات همه ئی میلهای رد و بدل شده مابین من و خودت را
پاک کنی".
پدر و مادر بیژن کوچکترین اطلاعی از نامه نگاری او با یاری دهنده ناشناس
مرگ نداشتند. محتویات ئی میلهای یافته شده در کامپیوتر بیژن نشان از آن
دارد که "ماکاراو" قبل از کمک به این جوان جهت خاتمه دادن به زندگی اش هیچ
اهمیتی به اینکه اطلاعات بیشتری از زندگی خصوصی بیژن و وضعیت او کسب نماید
نداده است. تنها اطلاعاتی که بیژن از خودش در اختیار وی نهاده بود این بود
که زندگی اش سخت است و مایل به خاتمه دادن به آن است, و این به گفته پدر
بیژن برای "ماکاراو" کافی بوده است.
پس از فاش شدن این واقعیت وحشت انگیز خانواده بیژن در اوج شوکی غیر قابل
تصور کامپیوتر او را در اختیار مقامات پلیس سوئد قرار دادند. پس از چند
هفته پلیس با خانواده بیژن تماس می گیرد و به گفته پدر بیژن به خانواده می
گوید:
"منتظر چیزی نباشید, به احتمال زیاد ماکاراو زنده نیست".
اما نتیجه گیری پلیس نسنجیده و
زود
هنگام بود. "ماکاراو" نه تنها نمرده بود بلکه بر روی چت های مختلف اینترنتی
به دنبال قربانی دیگری جهت کمک به پایان زندگی اش می گشت".
ژورنالیستهای برجسته برنامه "اوپدراگ گرنسکنینگ" تلویزیون ملی سوئد سرانجام
موفق شد از طریق آدرس "آی پی" باقی مانده بر روی ئی میلهای ارسالی
"ماکاراو" در کامپیوتر بیژن محل وی را ابتدا به کامپیوترهای دانشگاه
استکهلم ردیابی نموده و سپس هویت کامل و حتی محل زندگی وی را شناسایی و
مشخص نمایند.
برنامه "اوپدراگ گرنسکنینک" پس از کشف هویت "ماکاراو" او را مجبور به دادن
پاسخ به پرسشهای خود می کند. پاسخ های وحشت انگیز "ماکاراو" می بایست مورد
توجه همه والدینی قرار گیرد که هنوز با جنبه های مختلف تاثیر اینترنت بر
زندگی فرزندان خود آشنا نشده اند و روشی جهت مقابله با آن در پیش روی خود
قرار نداده اند.
مادر ایرانی بیژن به برنامه "اوپدراگ گرنسکنینگ" می گوید که "روز مرگ بیژن
زندگی من هم تما". نه او و نه دوست دختر بیژن آمادگی روحی جهت شرکت در
برنامه "اوپدراگ گرنسکنینک"
را نداشته اند و تنها پدر سوئدی بیژن "نیلس" در این برنامه به ارائه
توضیحات می پردازد.
برنامه "اوپدراگ گرنسکنینک" در رابطه با بیژن که در روز 10 سپتامبر 2008 از
تلویزیون ملی سوئد پخش شده است در کلیت خود از طریق پیوند زیر در وب سایت
شبکه تلویزیون ملی سوئد (اس وی تی) قابل مشاهده است.
پیوندهای مربوط
"اوپدراگ گرانسکنینگ" / شبکه تلویزیونی اس وی
تی
www.stockholmian.com
©
2008
Stockholmian. All rights
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از
استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات
کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه استفاده
کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت
قرار دادن لینک مستقیم و قابل "کلیک" به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و
در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام"
بعنوان منبع مجاز است.
|